یکی زهرهٔ خرج نداشت
زرش بود و یارای خوردن نداشت
 
نه خوردی، که خاطر بر آسایدش
نه دادی، که فردا بکار آیدش
 
و روز در بند زر بود و سیم
زر و سیم در بند مرد لئیم
 
بدانست در کمین
که ممسک کجا کرد زر در زمین
 
ز خاکش بر آورد و بر داد
شنیدم که سنگی در آن جا نهاد
 
جوانمرد را زر بقائی نکرد
به یک دستش آمد، به دیگر بخورد
 
کز این کم زنی بود ناپا کرو
کلاهش به بازار و میزر گرو
 
نهاده پدر چنگ در نای خویش
چنگی و نایی آورده پیش
 
پدر زار و گریان همه نخفت
پسر بامدادان بخندید و گفت
 
زر از بهر خوردن بود ای پدر
ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر
 
زر از سنگ خارا برون آورند
که با دوستان و عزیزان خورند
 
زر کف مرد پرست
هنوز ای برادر به سنگ اندرست
 
چو در زندگانی بدی با عیال
گرت مرگ خواهند، از ایشان منال
 
چو چشمار و خورند از تو سیر
که از پنجه گز افتی به زیر
 
توانگر به دینار و سیم
طلسمی است بالای گنجی مقیم
 
از آن سالها می‌بماند زرش
که لرزد طلسمی چنین بر سرش
 
به سنگ اجل ناگهش بشکنند
به اسودگی گنج قسمت کنند
 
پس از بردن و گرد چو مور
بخور پیش از آن کت خورد کرم گور
 
سخنهای مثال است و پند
بکار آیدت گر شوی کار بند
 
دریغ است از این روی برتافتن
کز این روی دولت توان یافتن
 
 

ورودی ها

شعر در مورد بخل (۱۰) + شعر درباره بخل (۳) + شعر از در مورد فوت پدر (۳) + شعر مولانا در مورد پدر (۲) + حکایت درباره احسان (۲) + شعر درباره بخیلی (۱) + شعر درباره پند (۱) + شعردرباره احسان (۱) + شعردرباره (۱) + شعردرباره پدر (۱) + شعردرباره پند (۱) + شعردرموردبخیلی (۱) + شعری از حافظ درباره بخل (۱) + شعری در مورد جوانمردی (۱) + مرگ پدر در اشعار مولوی (۱) + اشعار بخیلی (۱) + شعر در مورد مرگ پدر از حافظ (۱) + اشعاردرموردبخل (۱) + اشعارسعدی در مورد بخل (۱) + اشعارسعدی درمورد (۱) + اشعارسعدی درموردجوانمردی (۱) + اشعارسعدیدر مورد بخل (۱) + حکایت در مورد (۱) + حکایتی درباره ی بخیلی (۱) + داستان درباره ی (۱) + درباره پدرازسعدی (۱) + شعر بخل (۱) + شعر در مورد (۱) + چه سیم و چه زر (۱) +