سیمین‌ساق » مولانا (مولوی) » 'مثنوی معنوی مولانا'

بخش ۱ – سر آغاز

بخش ۲ – عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او

بخش ۳ – ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجه کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را

بخش ۴ – از خداوند ولی‌التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی

بخش ۵ – ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند

بخش ۶ – بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند

بخش ۷ – خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک

بخش ۸ – دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه

بخش ۹ – فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر

بخش ۱۰ – بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تامل فاسد

بخش ۱۱ – حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان

بخش ۱۲ – داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب

بخش ۱۳ – آموختن وزیر مکر پادشاه را

بخش ۱۴ – تلبیس وزیر بانصاری

بخش ۱۵ – قبول کردن نصاری مکر وزیر را

بخش ۱۶ – متابعت نصاری وزیر را

بخش ۱۷ – قصه دیدن خلیفه لیلی را

بخش ۱۸ – بیان حسد وزیر

بخش ۱۹ – فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را

بخش ۲۰ – پیغام شاه پنهان با وزیر

بخش ۲۱ – بیان دوازده سبط از نصاری

بخش ۲۲ – تخلیط وزیر در احکام انجیل

بخش ۲۳ – در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه

بخش ۲۴ – بیان خسارت وزیر درین مکر

بخش ۲۵ – مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم

بخش ۲۶ – دفع گفتن وزیر مریدان را

بخش ۲۷ – مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن

بخش ۲۸ – جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمی‌شکنم

بخش ۲۹ – اعتراض مریدان در خلوت وزیر

بخش ۳۰ – نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت

بخش ۳۱ – ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا

بخش ۳۲ – کشتن وزیر خویشتن را در خلوت

بخش ۳۳ – طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امراکی ولی عهد از شما کدامست

بخش ۳۴ – منازعت امرا در ولی عهدی

بخش ۳۵ – تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل

بخش ۳۶ – حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود

بخش ۳۷ – آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست

بخش ۳۸ – به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بتش

بخش ۳۹ – کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمد را صلی‌الله علیه و سلم بتسخر خواند

بخش ۴۰ – عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود

بخش ۴۱ – طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش

بخش ۴۲ – بیان توکل و ترک جهد گفتن نخچیران بشیر

بخش ۴۳ – جواب گفتن شیر نخچیران را و فایده جهد گفتن

بخش ۴۴ – ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد و اکتساب

بخش ۴۵ – ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکل و تسلیم

بخش ۴۶ – ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر اجتهاد

بخش ۴۷ – ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل

بخش ۴۸ – باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد

بخش ۴۹ – نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکل بر جهد و قلت فایده جهد

بخش ۵۰ – باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن

بخش ۵۱ – مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل

بخش ۵۲ – انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر

بخش ۵۳ – جواب گفتن خرگوش ایشان را

بخش ۵۴ – اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش

بخش ۵۵ – جواب خرگوش نخچیران را

بخش ۵۶ – ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن

بخش ۵۷ – باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشه او را

بخش ۵۸ – منع کردن خرگوش از راز ایشان را

بخش ۵۹ – قصه مکر خرگوش

بخش ۶۰ – زیافت تاویل رکیک مگس

بخش ۶۱ – تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش

بخش ۶۲ – هم در بیان مکر خرگوش

بخش ۶۳ – رسیدن خرگوش به شیر

بخش ۶۴ – عذر گفتن خرگوش

بخش ۶۵ – جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او

بخش ۶۶ – قصه هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود

بخش ۶۷ – طعنه زاغ در دعوی هدهد

بخش ۶۸ – جواب گفتن هدهد طعنه زاغ را

بخش ۶۹ – قصه آدم علیه‌السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل

بخش ۷۰ – پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید

بخش ۷۱ – پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوش

بخش ۷۲ – نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را

بخش ۷۳ – مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد

بخش ۷۴ – جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را

بخش ۷۵ – پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید

بخش ۷۶ – تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبر

بخش ۷۷ – آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضی‌الله عنه

بخش ۷۸ – یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضی‌الله عنه خفته به زیر درخت

بخش ۷۹ – سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه

بخش ۸۰ – اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی

بخش ۸۱ – تفسیر و هو معکم اینما کنتم

بخش ۸۲ – سؤال کردن رسول روم از عمر رضی‌الله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم

بخش ۸۳ – در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف

بخش ۸۴ – قصه بازرگان کی طوطی محبوس او او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت

بخش ۸۵ – صفت اجنحه طیور عقول الهی

بخش ۸۶ – دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی

بخش ۸۷ – تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون می‌خور که صاحب‌دل اگر زهری خورد آن انگبین باشد

بخش ۸۸ – تعظیم ساحران مر موسی را علیه‌السلام کی چه می‌فرمایی اول تو اندازی عصا

بخش ۸۹ – باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان

بخش ۹۰ – شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحه خواجه بر وی

بخش ۹۱ – تفسیر قول حکیم بهرچ از راه و امانی چه کفر آن حرف و چه ایمان بهرچ از دوست دورافتی چه زشت آن نقش و چه زیبا در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن

بخش ۹۲ – رجوع به حکایت خواجه تاجر

بخش ۹۳ – برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفص و پریدن طوطی مرده

بخش ۹۴ – وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن

بخش ۹۵ – مضرت تعظیم خلق و انگشت‌نمای شدن

بخش ۹۶ – تفسیر ما شاء الله کان

بخش ۹۷ – داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستان

بخش ۹۸ – در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها

بخش ۹۹ – قصه سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیست

بخش ۱۰۰ – تفسیر بیت حکم رضی‌الله عنه «آسمانهاست در ولایت جان کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست کوههای بلند و دریاهاست»

بخش ۱۰۱ – در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره

بخش ۱۰۲ – پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود

بخش ۱۰۳ – بقیه قصه پیر چنگی و بیان مخلص آن

بخش ۱۰۴ – در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال بن مرد ده کی در گورستان خفته است

بخش ۱۰۵ – نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند ما روی مبارک ترا بهنگام وعظ نمی‌بینیم و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح

بخش ۱۰۶ – اظهار معجزه پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او

بخش ۱۰۷ – بقیه قصه مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه باو آنچ هاتف آواز داد

بخش ۱۰۸ – گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست بمقام استغراق

بخش ۱۰۹ – تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا

بخش ۱۱۰ – قصه خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت

بخش ۱۱۱ – قصه اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی

بخش ۱۱۲ – مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته

بخش ۱۱۳ – در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر

بخش ۱۱۴ – صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن

بخش ۱۱۵ – نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخنها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معامله خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد

بخش ۱۱۶ – نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بی‌نوایی خویشتن

بخش ۱۱۷ – در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبره وجود خود بیند تابه کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه‌ها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه‌های دیگر او راست‌گوتر باشد و امام باشد

بخش ۱۱۸ – مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفته خویش

بخش ۱۱۹ – در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل

بخش ۱۲۰

بخش ۱۲۱ – در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند

بخش ۱۲۲ – سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و اخرة

بخش ۱۲۳ – حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقه صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا

بخش ۱۲۴ – در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان

بخش ۱۲۵ – در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر

بخش ۱۲۶ – مخلص ماجرای عرب و جفت او

بخش ۱۲۷ – دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست

بخش ۱۲۸ – تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او

بخش ۱۲۹ – هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست

بخش ۱۳۰ – در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب

بخش ۱۳۱ – در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم کرم کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست

بخش ۱۳۲ – فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنه خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنه غیرست

بخش ۱۳۳ – پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیه او را

بخش ۱۳۴ – در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر و تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب بفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بی

بخش ۱۳۵ – مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة

بخش ۱۳۶ – سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه

بخش ۱۳۷ – حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان

بخش ۱۳۸ – قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بی‌نیازی از آن هدیه و از آن سبو

بخش ۱۳۹ – در صفت پیر و مطاوعت وی

بخش ۱۴۰ – وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بنده خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشی

بخش ۱۴۱ – کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن

بخش ۱۴۲ – رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار

بخش ۱۴۳ – امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما

بخش ۱۴۴ – قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو

بخش ۱۴۵ – ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بود

بخش ۱۴۶ – تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان

بخش ۱۴۷ – نشاندن پادشاه صوفیان عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود

بخش ۱۴۸ – آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغان

بخش ۱۴۹ – گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی

بخش ۱۵۰ – مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم

بخش ۱۵۱ – دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار داده‌اند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او

بخش ۱۵۲ – اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن

بخش ۱۵۳ – باقی قصه هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل

بخش ۱۵۴ – به عیادت رفتن کر بر همسایه رنجور خویش

بخش ۱۵۵ – اول کسی کی در مقابله نص قیاس آورد ابلیس بود

بخش ۱۵۶ – در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان

بخش ۱۵۷ – قصه مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری

بخش ۱۵۸ – پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله

بخش ۱۵۹ – متهم کردن غلامان و خواجه‌تاشان مر لقمان را کی آن میوه‌های ترونده را که می‌آوردیم او خورده است

بخش ۱۶۰ – بقیه قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم

بخش ۱۶۱ – گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاش‌تر ازین مگو و متابعت نگهدار

بخش ۱۶۲ – رجوع به حکایت زید

بخش ۱۶۳ – آتش افتادن در شهر بایام عمر رضی الله عنه

بخش ۱۶۴ – خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست

بخش ۱۶۵ – سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی

بخش ۱۶۶ – جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت

بخش ۱۶۷ – گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیر المومنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم

بخش ۱۶۸ – تعجب کردن آدم علیه‌السلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن

بخش ۱۶۹ – بازگشتن به حکایت علی کرم الله وجهه و مسامحت کردن او با خونی خویش

بخش ۱۷۰ – افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان

بخش ۱۷۱ – بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود

بخش ۱۷۲ – گفتن امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه با قرین خود کی چون خدو انداختی در روی من نفس من جنبید و اخلاص عمل نماند مانع کشتن تو آن شد

دفتر دوم – بخش۱ – سر آغاز

دفتر دوم – بخش۲ – هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه

دفتر دوم – بخش۳ – دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر

دفتر دوم – بخش۴ – التماس کردن همراه عیسی علیه السلام زنده کردن استخوانها از عیسی علیه السلام

دفتر دوم – بخش۵ – اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم

دفتر دوم – بخش۶ – حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق

دفتر دوم – بخش۷ – بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت

دفتر دوم – بخش۸ – التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودن

دفتر دوم – بخش۹ – گمان بردن کاروانیان که بهیمه صوفی رنجورست

دفتر دوم – بخش۱۰ – یافتن شاه باز را به خانه کمپیر زن

دفتر دوم – بخش۱۱ – حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان بالهام حق تعالی

دفتر دوم – بخش۱۲ – ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی

دفتر دوم – بخش۱۳ – تمامی قصه زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام

دفتر دوم – بخش۱۴ – خاریدن روستایی در تاریکی شیر را بظن آنک گاو اوست

دفتر دوم – بخش۱۵ – فروختن صوفیان بهیمه مسافر را جهت سماع

دفتر دوم – بخش۱۶ – تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر

دفتر دوم – بخش۱۷ – شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس

دفتر دوم – بخش۱۸ – تتمه قصه مفلس

دفتر دوم – بخش۱۹ – مثل

دفتر دوم – بخش۲۰ – ملامت کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت

دفتر دوم – بخش۲۱ – امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود

دفتر دوم – بخش۲۲ – براه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن

دفتر دوم – بخش۲۳ – قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود

دفتر دوم – بخش۲۴ – حسد کردن حشم بر غلام خاص

دفتر دوم – بخش۲۵ – کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب

دفتر دوم – بخش۲۶ – فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن

دفتر دوم – بخش۲۷ – آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه

دفتر دوم – بخش۲۸ – فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است

دفتر دوم – بخش۲۹ – رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیه

دفتر دوم – بخش۳۰ – امتحان کردن خواجه لقمان زیرکی لقمان را

دفتر دوم – بخش۳۱ – ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان

دفتر دوم – بخش۳۲ – تتمه حسد آن حشم بر آن غلام خاص

دفتر دوم – بخش۳۳ – عکس تعظیم پیغام سلیمان در دل بلقیس از صورت حقیر هدهد

دفتر دوم – بخش۳۴ – انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا

دفتر دوم – بخش۳۵ – انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان

دفتر دوم – بخش۳۶ – عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان

دفتر دوم – بخش۳۷ – وحی آمدن موسی را علیه السلام در عذر آن شبان

دفتر دوم – بخش۳۸ – پرسیدن موسی از حق سر غلبه ظالمان را

دفتر دوم – بخش۳۹ – رنجانیدن امیری خفته‌ای را کی مار در دهانش رفته بود

دفتر دوم – بخش۴۰ – اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس

دفتر دوم – بخش۴۱ – گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم

دفتر دوم – بخش۴۲ – تتمه حکایت خرس و آن ابله کی بر وفای او اعتماد کرده بود

دفتر دوم – بخش۴۳ – گفتن موسی علیه السلام گوساله‌پرست را کی آن خیال‌اندیشی و حزم تو کجاست

دفتر دوم – بخش۴۴ – ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغه پند مغرور خرس را

دفتر دوم – بخش۴۵ – تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس

دفتر دوم – بخش۴۶ – سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود

دفتر دوم – بخش۴۷ – تتمه اعتماد آن مغرور بر تملق خرس

دفتر دوم – بخش۴۸ – رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایده عیادت

دفتر دوم – بخش۴۹ – وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی

دفتر دوم – بخش۵۰ – تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر

دفتر دوم – بخش۵۱ – رجعت به قصه مریض و عیادت پیغامبر علیه السلام

دفتر دوم – بخش۵۲ – گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می‌کن

دفتر دوم – بخش۵۳ – حکایت

دفتر دوم – بخش۵۴ – دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا

دفتر دوم – بخش۵۵ – عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد

دفتر دوم – بخش۵۶ – به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود

دفتر دوم – بخش۵۷ – حمله بردن سگ بر کور گدا

دفتر دوم – بخش۵۸ – خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان

دفتر دوم – بخش۵۹ – دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد

دفتر دوم – بخش۶۰ – تتمه نصیحت رسول علیه السلام بیمار را

دفتر دوم – بخش۶۱ – وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش

دفتر دوم – بخش۶۲ – بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست

دفتر دوم – بخش۶۳ – از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را

دفتر دوم – بخش۶۴ – باز جواب گفتن ابلیس معاویه را

دفتر دوم – بخش۶۵ – باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را

دفتر دوم – بخش۶۶ – باز جواب گفتن ابلیس معاویه را

دفتر دوم – بخش۶۷ – عنف کردن معاویه با ابلیس

دفتر دوم – بخش۶۸ – نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن

دفتر دوم – بخش۶۹ – باز تقریر ابلیس تلبیس خود را

دفتر دوم – بخش۷۰ – باز الحاح کردن معاویه ابلیس را

دفتر دوم – بخش۷۱ – شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را

دفتر دوم – بخش۷۲ – به اقرار آوردن معاویه ابلیس را

دفتر دوم – بخش۷۳ – راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه

دفتر دوم – بخش۷۴ – فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت

دفتر دوم – بخش۷۵ – تتمه اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را

دفتر دوم – بخش۷۶ – فوت شدن دزد بواز دادن آن شخص صاحب‌خانه را کی نزدیک آمده بود کی دزد را دریابد و بگیرد

دفتر دوم – بخش۷۷ – قصه منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان

دفتر دوم – بخش۷۸ – فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند

دفتر دوم – بخش۷۹ – اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمی‌کند

دفتر دوم – بخش۸۰ – قصه آن شخص کی اشتر ضاله خود می‌جست و می‌پرسید

دفتر دوم – بخش۸۱ – متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرون‌شو و مخلص یافتن

دفتر دوم – بخش۸۲ – امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویست

دفتر دوم – بخش۸۳ – شرح فایده حکایت آن شخص شتر جوینده

دفتر دوم – بخش۸۴ – بیان آنک در هر نفسی فتنه مسجد ضرار هست

دفتر دوم – بخش۸۵ – حکایت هندو کی با یار خود جنگ می‌کرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست

دفتر دوم – بخش۸۶ – قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد

دفتر دوم – بخش۸۷ – بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام

دفتر دوم – بخش۸۸ – شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را

دفتر دوم – بخش۸۹ – قصه جوحی و آن کودک کی پیش جنازه پدر خویش نوحه می‌کرد

دفتر دوم – بخش۹۰ – ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم

دفتر دوم – بخش۹۱ – قصه تیراندازی و ترسیدن او از سواری کی در بیشه می‌رفت

دفتر دوم – بخش۹۲ – قصه اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را

دفتر دوم – بخش۹۳ – کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریا

دفتر دوم – بخش۹۴ – آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین

دفتر دوم – بخش۹۵ – طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را

دفتر دوم – بخش۹۶ – بقیه قصه ابراهیم ادهم بر لب آن دریا

دفتر دوم – بخش۹۷ – دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمی‌گیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مرورا

دفتر دوم – بخش۹۸ – بقیه قصه طعنه زدن آن مرد بیگانه در شیخ

دفتر دوم – بخش۹۹ – گفتن عایشه رضی الله عنها مصطفی را علیه السلام کی تو بی مصلی بهر جا نماز می‌کنی چونست

دفتر دوم – بخش۱۰۰ – کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود

دفتر دوم – بخش۱۰۱ – کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند

دفتر دوم – بخش۱۰۲ – تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار می‌گوید

دفتر دوم – بخش۱۰۳ – عذر گفتن فقیر به شیخ

دفتر دوم – بخش۱۰۴ – بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش است

دفتر دوم – بخش۱۰۵ – سجده کردن یحیی علیه السلام در شکم مادر مسیح را علیه السلام

دفتر دوم – بخش۱۰۶ – اشکال آوردن برین قصه

دفتر دوم – بخش۱۰۷ – جواب اشکال

دفتر دوم – بخش۱۰۸ – سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آن

دفتر دوم – بخش۱۰۹ – پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان

دفتر دوم – بخش۱۱۰ – جستن آن درخت کی هر که میوه آن درخت خورد نمیرد

دفتر دوم – بخش۱۱۱ – شرح کردن شیخ سر آن درخت با آن طالب مقلد

دفتر دوم – بخش۱۱۲ – منازعت چهار کس جهت انگور کی هر یکی به نام دیگر فهم کرده بود آن را

دفتر دوم – بخش۱۱۳ – برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام

دفتر دوم – بخش۱۱۴ – قصه بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشان

دفتر دوم – بخش۱۱۵ – حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند

دفتر سوم – بخش۱ – سر آغاز

دفتر سوم – بخش۲ – قصه خورندگان پیل‌بچه از حرص و ترک نصیحت ناصح

دفتر سوم – بخش۳ – بقیه قصه متعرضان پیل‌بچگان

دفتر سوم – بخش۴ – بازگشتن به حکایت پیل

دفتر سوم – بخش۵ – بیان آنک خطای محبان بهترست از صواب بیگانگان بر محبوب

دفتر سوم – بخش۶ – امر حق به موسی علیه السلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکرده‌ای

دفتر سوم – بخش۷ – بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است

دفتر سوم – بخش۸ – فریفتن روستایی شهری را و بدعوت خواندن بلابه و الحاح بسیار

دفتر سوم – بخش۹ – قصه اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا

دفتر سوم – بخش۱۰ – جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعه عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او

دفتر سوم – بخش۱۱ – باقی قصه اهل سبا

دفتر سوم – بخش۱۲ – بقیه داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده

دفتر سوم – بخش۱۳ – دعوت باز بطان را از آب به صحرا

دفتر سوم – بخش۱۴ – قصه اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنند

دفتر سوم – بخش۱۵ – روان شدن خواجه به سوی ده

دفتر سوم – بخش۱۶ – رفتن خواجه و قومش به سوی ده

دفتر سوم – بخش۱۷ – نواختن مجنون آن سگ را کی مقیم کوی لیلی بود

دفتر سوم – بخش۱۸ – رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را

دفتر سوم – بخش۱۹ – افتادن شغال در خم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان

دفتر سوم – بخش۲۰ – چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان

دفتر سوم – بخش۲۱ – آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بود

دفتر سوم – بخش۲۲ – دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود

دفتر سوم – بخش۲۳ – تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی می‌کرد

دفتر سوم – بخش۲۴ – تفسیر ولتعرفنهم فی لحن القول

دفتر سوم – بخش۲۵ – قصه هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی

دفتر سوم – بخش۲۶ – قصه خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن

دفتر سوم – بخش۲۷ – به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیله ولادت موسی علیه السلام

دفتر سوم – بخش۲۸ – حکایت

دفتر سوم – بخش۲۹ – بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حمل

دفتر سوم – بخش۳۰ – جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیه‌السلام

دفتر سوم – بخش۳۱ – وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی

دفتر سوم – بخش۳۲ – ترسیدن فرعون از آن بانگ

دفتر سوم – بخش۳۳ – پیدا شدن استاره موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان

دفتر سوم – بخش۳۴ – خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکر

دفتر سوم – بخش۳۵ – بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانه عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش انداز

دفتر سوم – بخش۳۶ – وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکن

دفتر سوم – بخش۳۷ – حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد

دفتر سوم – بخش۳۸ – تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام

دفتر سوم – بخش۳۹ – جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش

دفتر سوم – بخش۴۰ – پاسخ فرعون موسی را علیه السلام

دفتر سوم – بخش۴۱ – جواب موسی فرعون را

دفتر سوم – بخش۴۲ – جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلام

دفتر سوم – بخش۴۳ – مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین

دفتر سوم – بخش۴۴ – فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحران

دفتر سوم – بخش۴۵ – خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام

دفتر سوم – بخش۴۶ – جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود

دفتر سوم – بخش۴۷ – تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند

دفتر سوم – بخش۴۸ – جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس

دفتر سوم – بخش۴۹ – اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل

دفتر سوم – بخش۵۰ – توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای

دفتر سوم – بخش۵۱ – مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست

دفتر سوم – بخش۵۲ – حکایت

دفتر سوم – بخش۵۳ – داستان مشغول شدن عاشقی به عشق‌نامه خواندن و مطالعه کردن عشق‌نامه درحضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم

دفتر سوم – بخش۵۴ – حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا می‌کرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج

دفتر سوم – بخش۵۵ – دویدن گاو در خانه آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ می‌خواهد آن را ازو

دفتر سوم – بخش۵۶ – عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن

دفتر سوم – بخش۵۷ – بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علم

دفتر سوم – بخش۵۸ – مثال رنجور شدن آدمی بوهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان بوی و حکایت معلم

دفتر سوم – بخش۵۹ – عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم است

دفتر سوم – بخش۶۰ – در وهم افکندن کودکان اوستاد را

دفتر سوم – بخش۶۱ – بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقان

دفتر سوم – بخش۶۲ – رنجور شدن اوستاد به وهم

دفتر سوم – بخش۶۳ – در جامه خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری

دفتر سوم – بخش۶۴ – دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید

دفتر سوم – بخش۶۵ – خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر

دفتر سوم – بخش۶۶ – رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد

دفتر سوم – بخش۶۷ – در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزه پای روحست

دفتر سوم – بخش۶۸ – حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی انا جلیس من ذکرنی و انیس من استانس بی گر با همه‌ای چو بی منی بی همه‌ای ور بی همه‌ای چو با منی با همه‌ای

دفتر سوم – بخش۶۹ – دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو

دفتر سوم – بخش۷۰ – بقیه قصه آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوه کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درخت

دفتر سوم – بخش۷۱ – تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدا

دفتر سوم – بخش۷۲ – مضطرب شدن فقیر نذر کرده بکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت

دفتر سوم – بخش۷۳ – متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را

دفتر سوم – بخش۷۴ – کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او بدو دست

دفتر سوم – بخش۷۵ – سبب جرات ساحران فرعون بر قطع دست و پا

دفتر سوم – بخش۷۶ – حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو می‌افتم و تو نمی‌افتی الا به نادر

دفتر سوم – بخش۷۷ – اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام

دفتر سوم – بخش۷۸ – جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود

دفتر سوم – بخش۷۹ – عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان

دفتر سوم – بخش۸۰ – قصه خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت

دفتر سوم – بخش۸۱ – صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سال کردن با این نیت کی صبر از سال موجب فرج باشد

دفتر سوم – بخش۸۲ – بقیه حکایت نابینا و مصحف

دفتر سوم – بخش۸۳ – صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند باحکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان

دفتر سوم – بخش۸۴ – سال کردن بهلول آن درویش را

دفتر سوم – بخش۸۵ – قصه دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش

دفتر سوم – بخش۸۶ – بازگشتن به قصه دقوقی

دفتر سوم – بخش۸۷ – سر طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربت

دفتر سوم – بخش۸۸ – بازگشتن به قصه دقوقی

دفتر سوم – بخش۸۹ – نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل

دفتر سوم – بخش۹۰ – شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع

دفتر سوم – بخش۹۱ – نمودن آن شمعها در نظر هفت مرد

دفتر سوم – بخش۹۲ – باز شدن آن شمعها هفت درخت

دفتر سوم – بخش۹۳ – مخفی بودن آن درختان ازچشم خلق

دفتر سوم – بخش۹۴ – یک درخت شدن آن هفت درخت

دفتر سوم – بخش۹۵ – هفت مرد شدن آن هفت درخت

دفتر سوم – بخش۹۶ – پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامت

دفتر سوم – بخش۹۷ – پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم

دفتر سوم – بخش۹۸ – اقتدا کردن قوم از پس دقوقی

دفتر سوم – بخش۹۹ – بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن

دفتر سوم – بخش۱۰۰ – شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن

دفتر سوم – بخش۱۰۱ – تصورات مرد حازم

دفتر سوم – بخش۱۰۲ – دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی

دفتر سوم – بخش۱۰۳ – انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پرده غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین

دفتر سوم – بخش۱۰۴ – باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او

دفتر سوم – بخش۱۰۵ – رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام

دفتر سوم – بخش۱۰۶ – شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه

دفتر سوم – بخش۱۰۷ – حکم کردن داود علیه السلام برکشنده گاو

دفتر سوم – بخش۱۰۸ – تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

دفتر سوم – بخش۱۰۹ – در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود

دفتر سوم – بخش۱۱۰ – حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام

دفتر سوم – بخش۱۱۱ – حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

دفتر سوم – بخش۱۱۲ – عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند

دفتر سوم – بخش۱۱۳ – گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

دفتر سوم – بخش۱۱۴ – برون رفتن به سوی آن درخت

دفتر سوم – بخش۱۱۵ – قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو

دفتر سوم – بخش۱۱۶ – بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بی‌کسب و بی‌حساب

دفتر سوم – بخش۱۱۷ – گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان

دفتر سوم – بخش۱۱۸ – قصه اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان

دفتر سوم – بخش۱۱۹ – شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن

دفتر سوم – بخش۱۲۰ – صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان

دفتر سوم – بخش۱۲۱ – آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا

دفتر سوم – بخش۱۲۲ – معجزه خواستن قوم از پیغامبران

دفتر سوم – بخش۱۲۳ – متهم داشتن قوم انبیا را

دفتر سوم – بخش۱۲۴ – حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است

دفتر سوم – بخش۱۲۵ – جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را

دفتر سوم – بخش۱۲۶ – بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

دفتر سوم – بخش۱۲۷ – مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن

دفتر سوم – بخش۱۲۸ – حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم

دفتر سوم – بخش۱۲۹ – جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان

دفتر سوم – بخش۱۳۰ – معنی حزم و مثال مرد حازم

دفتر سوم – بخش۱۳۱ – وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا

دفتر سوم – بخش۱۳۲ – حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را

دفتر سوم – بخش۱۳۳ – منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه

دفتر سوم – بخش۱۳۴ – جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را

دفتر سوم – بخش۱۳۵ – مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را

دفتر سوم – بخش۱۳۶ – باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را

دفتر سوم – بخش۱۳۷ – مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام

دفتر سوم – بخش۱۳۸ – باز جواب انبیا علیهم السلام

دفتر سوم – بخش۱۳۹ – حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبران باشد کی ائتیا طوعا او کرها

دفتر سوم – بخش۱۴۰ – بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة

دفتر سوم – بخش۱۴۱ – قصه عشق صوفی بر سفره تهی

دفتر سوم – بخش۱۴۲ – مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو

دفتر سوم – بخش۱۴۳ – حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق

دفتر سوم – بخش۱۴۴ – نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل

دفتر سوم – بخش۱۴۵ – بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا

دفتر سوم – بخش۱۴۶ – بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء

دفتر سوم – بخش۱۴۷ – حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن

دفتر سوم – بخش۱۴۸ – قصه فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته

دفتر سوم – بخش۱۴۹ – مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی

دفتر سوم – بخش۱۵۰ – دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت

دفتر سوم – بخش۱۵۱ – بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه باستدعاء حاجت آفرید خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد کی امن یجیب المضطر اذا دعاه اضطرار گواه استحقاقست

دفتر سوم – بخش۱۵۲ – آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسی‌وار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم

دفتر سوم – بخش۱۵۳ – ربودن عقاب موزه مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن

دفتر سوم – بخش۱۵۴ – وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسرا

دفتر سوم – بخش۱۵۵ – استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور

دفتر سوم – بخش۱۵۶ – وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آن

دفتر سوم – بخش۱۵۷ – قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلام

دفتر سوم – بخش۱۵۸ – جواب خروس سگ را

دفتر سوم – بخش۱۵۹ – خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده

دفتر سوم – بخش۱۶۰ – خبر کردن خروس از مرگ خواجه

دفتر سوم – بخش۱۶۱ – دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید

دفتر سوم – بخش۱۶۲ – دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا

دفتر سوم – بخش۱۶۳ – اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام

دفتر سوم – بخش۱۶۴ – حکایت آن زنی کی فرزندش نمی‌زیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا

دفتر سوم – بخش۱۶۵ – در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره

دفتر سوم – بخش۱۶۶ – جواب حمزه مر خلق را

دفتر سوم – بخش۱۶۷ – حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا

دفتر سوم – بخش۱۶۸ – وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی

دفتر سوم – بخش۱۶۹ – حکمت ویران شدن تن به مرگ

دفتر سوم – بخش۱۷۰ – تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی

دفتر سوم – بخش۱۷۱ – بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکیست همه از تنست کی ارضی است و سفلی

دفتر سوم – بخش۱۷۲ – تشبیه نص با قیاس

دفتر سوم – بخش۱۷۳ – آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ

دفتر سوم – بخش۱۷۴ – شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نی

دفتر سوم – بخش۱۷۵ – فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز

دفتر سوم – بخش۱۷۶ – جمع و توفیق میان نفی و اثبات یک چیز از روی نسبت و اختلاف جهت

دفتر سوم – بخش۱۷۷ – مسله فنا و بقای درویش

دفتر سوم – بخش۱۷۸ – قصه وکیل صدر جهان کی متهم شد و از بخارا گریخت از بیم جان باز عشقش کشید رو کشان کی کار جان سهل باشد عاشقان را

دفتر سوم – بخش۱۷۹ – پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی

دفتر سوم – بخش۱۸۰ – گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینست

دفتر سوم – بخش۱۸۱ – عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالی‌وار

دفتر سوم – بخش۱۸۲ – پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوه‌تر و محتشم‌تر و پر نعمت‌تر و دلگشاتر

دفتر سوم – بخش۱۸۳ – منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن او

دفتر سوم – بخش۱۸۴ – لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق

دفتر سوم – بخش۱۸۵ – رو نهادن آن بنده عاشق سوی بخارا

دفتر سوم – بخش۱۸۶ – در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن

دفتر سوم – بخش۱۸۷ – جواب گفتن عاشق عاذلان را وتهدید کنندگان را

دفتر سوم – بخش۱۸۸ – رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست

دفتر سوم – بخش۱۸۹ – صفت آن مسجد کی عاشق‌کش بود و آن عاشق مرگ‌جوی لا ابالی کی درو مهمان شد

دفتر سوم – بخش۱۹۰ – مهمان آمدن در آن مسجد

دفتر سوم – بخش۱۹۱ – ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا

دفتر سوم – بخش۱۹۲ – جواب گفتن عاشق عاذلان را

دفتر سوم – بخش۱۹۳ – عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار می‌آید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان می‌بیند

دفتر سوم – بخش۱۹۴ – دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد

دفتر سوم – بخش۱۹۵ – گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیله خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن

دفتر سوم – بخش۱۹۶ – مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش

دفتر سوم – بخش۱۹۷ – جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی

دفتر سوم – بخش۱۹۸ – تمثیل گریختن ممن و بی‌صبری او در بلا به اضطراب و بی‌قراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند

دفتر سوم – بخش۱۹۹ – تمثیل صابر شدن ممن چون بر شر و خیر بلا واقف شود

دفتر سوم – بخش۲۰۰ – عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود را

دفتر سوم – بخش۲۰۱ – باقی قصه مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او

دفتر سوم – بخش۲۰۲ – ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان

دفتر سوم – بخش۲۰۳ – تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعة ابطن

دفتر سوم – بخش۲۰۴ – بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن

دفتر سوم – بخش۲۰۵ – تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلام

دفتر سوم – بخش۲۰۶ – تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر

دفتر سوم – بخش۲۰۷ – جواب طعنه‌زننده در مثنوی از قصور فهم خود

دفتر سوم – بخش۲۰۸ – مثل زدن در رمیدن کره اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان

دفتر سوم – بخش۲۰۹ – بقیه ذکر آن مهمان مسجد مهمان‌کش

دفتر سوم – بخش۲۱۰ – تفسیر آیت واجلب علیهم بخیلک و رجلک

دفتر سوم – بخش۲۱۱ – رسیدن بانگ طلسمی نیم‌شب مهمان مسجد را

دفتر سوم – بخش۲۱۲ – ملاقات آن عاشق با صدر جهان

دفتر سوم – بخش۲۱۳ – جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس

دفتر سوم – بخش۲۱۴ – منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کنده پای باز روح‌اند

دفتر سوم – بخش۲۱۵ – فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بود

دفتر سوم – بخش۲۱۶ – نظرکردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عجبت من قوم یجرون الی الجنة بالسلاسل و الاغلال

دفتر سوم – بخش۲۱۷ – تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایه‌ای طاعنان می‌گفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان می‌گفتید تا گمان آید کی شما طالب حق‌اید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید

دفتر سوم – بخش۲۱۸ – سر آنک بی‌مراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست

دفتر سوم – بخش۲۱۹ – تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی

دفتر سوم – بخش۲۲۰ – آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او

دفتر سوم – بخش۲۲۱ – بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور

دفتر سوم – بخش۲۲۲ – جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب

دفتر سوم – بخش۲۲۳ – داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام

دفتر سوم – بخش۲۲۴ – امرکردن سلیمان علیه السلام پشه متظلم را به احضار خصم به دیوان حکم

دفتر سوم – بخش۲۲۵ – نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید

دفتر سوم – بخش۲۲۶ – با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق

دفتر سوم – بخش۲۲۷ – حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی

دفتر سوم – بخش۲۲۸ – یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی و من یعمل مثقال ذرة خیرا یره

دفتر چهارم – بخش۱ – سر آغاز

دفتر چهارم – بخش۲ – تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر می‌کرد و می‌گفت کی عسی ان تکرهوا شیا و هو خیر لکم

دفتر چهارم – بخش۳ – حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سخت‌دلان و بی‌اعتقادان کردی

دفتر چهارم – بخش۴ – سال کردن از عیسی علیه‌السلام کی در وجود از همه صعبها صعب‌تر چیست

دفتر چهارم – بخش۵ – قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی

دفتر چهارم – بخش۶ – قصه آن صوفی کی زن خود را بیگانه‌ای بگرفت

دفتر چهارم – بخش۸ – گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده

دفتر چهارم – بخش۹ – غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را

دفتر چهارم – بخش۱۰ – مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام

دفتر چهارم – بخش۱۱ – قصه آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد

دفتر چهارم – بخش۱۲ – معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگین

دفتر چهارم – بخش۱۳ – عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز

دفتر چهارم – بخش۱۴ – رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن

دفتر چهارم – بخش۱۵ – گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را

دفتر چهارم – بخش۱۶ – قصه مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیه‌السلام پیش از سلیمان علیه‌السلام بر بنای آن مسجد

دفتر چهارم – بخش۱۷ – شرح انما الممنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهم‌السلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت

دفتر چهارم – بخش۱۸ – بقیه قصه بنای مسجد اقصی

دفتر چهارم – بخش۱۹ – قصه آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبه وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول

دفتر چهارم – بخش۲۰ – در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود

دفتر چهارم – بخش۲۱ – تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق

دفتر چهارم – بخش۲۲ – قصه هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیه‌السلام

دفتر چهارم – بخش۲۳ – کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره

دفتر چهارم – بخش۲۴ – بازگردانیدن سلیمان علیه‌السلام رسولان بلقیس را به آن هدیه‌ها کی آورده بودند سوی بلقیس و دعوت کردن بلقیس را به ایمان و ترک آفتاب‌پرستی

دفتر چهارم – بخش۲۵ – قصه عطاری کی سنگ ترازوی او گل سرشوی بود و دزدیدن مشتری گل خوار از آن گل هنگام سنجیدن شکر دزدیده و پنهان

دفتر چهارم – بخش۲۶ – دلداری کردن و نواختن سلیمان علیه‌السلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشان

دفتر چهارم – بخش۲۷ – دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بی‌مشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوه‌های تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ

دفتر چهارم – بخش۲۸ – نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزم‌کش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزم‌کش از ضمیر و نیت او

دفتر چهارم – بخش۲۹ – تحریض سلیمان علیه‌السلام مر رسولان را بر تعجیل به هجرت بلقیس بهر ایمان

دفتر چهارم – بخش۳۰ – سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان

دفتر چهارم – بخش۳۱ – حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورد

دفتر چهارم – بخش۳۲ – تهدید فرستادن سلیمان علیه‌السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن

دفتر چهارم – بخش۳۳ – پیدا کردن سلیمان علیه‌السلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نورالله

دفتر چهارم – بخش۳۴ – باقی قصه ابراهیم ادهم قدس‌الله سره

دفتر چهارم – بخش۳۵ – بقیه قصه اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیه‌السلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمه او

دفتر چهارم – بخش۳۶ – آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همه ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تخت

دفتر چهارم – بخش۳۷ – چاره کردن سلیمان علیه‌السلام در احضار تخت بلقیس از سبا

دفتر چهارم – بخش۳۸ – قصه یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیه‌السلام گم کرد و لرزیدن و سجده بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلی‌الله علیه و سلم

دفتر چهارم – بخش۳۹ – حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان

دفتر چهارم – بخش۴۰ – خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیه‌السلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیه‌السلام

دفتر چهارم – بخش۴۱ – نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیه‌السلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتن

دفتر چهارم – بخش۴۲ – بقیه قصه دعوت رحمت بلقیس را

دفتر چهارم – بخش۴۳ – مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس وی‌اند و نعره‌زنان کی یا لیت قومی یعلمون

دفتر چهارم – بخش۴۴ – بقیه عمارت کردن سلیمان علیه‌السلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکارا

دفتر چهارم – بخش۴۵ – قصه شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام

دفتر چهارم – بخش۴۶ – باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعده خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم

دفتر چهارم – بخش۴۷ – مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون

دفتر چهارم – بخش۴۸ – نشستن دیو بر مقام سلیمان علیه‌السلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیه‌السلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردن

دفتر چهارم – بخش۴۹ – درآمدن سلیمان علیه‌السلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد

دفتر چهارم – بخش۵۰ – آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود

دفتر چهارم – بخش۵۱ – قصه صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی

دفتر چهارم – بخش۵۲ – قصه رستن خروب در گوشه مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت

دفتر چهارم – بخش۵۳ – بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه‌زن

دفتر چهارم – بخش۵۴ – تفسیر یا ایها المزمل

دفتر چهارم – بخش۵۵ – در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته می‌آید

دفتر چهارم – بخش۵۶ – در تفسیر این حدیث مصطفی علیه‌السلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم

دفتر چهارم – بخش۵۷ – در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا

دفتر چهارم – بخش۵۸ – چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان

دفتر چهارم – بخش۵۹ – نوشتن آن غلام قصه شکایت نقصان اجری سوی پادشاه

دفتر چهارم – بخش۶۰ – حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ می‌زد کی باز کن ببین کی چه می‌بری آنگه ببر

دفتر چهارم – بخش۶۱ – نصیحت دنیا اهل دنیا را به زبان حال و بی‌وفایی خود را نمودن به وفا طمع دارندگان ازو

دفتر چهارم – بخش۶۲ – بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام‌الله

دفتر چهارم – بخش۶۳ – تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الا علی

دفتر چهارم – بخش۶۴ – زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعت

دفتر چهارم – بخش۶۵ – بقیه نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجری

دفتر چهارم – بخش۶۶ – حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح می‌کرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او می‌نمود کی آن شکرها لافست و دروغ

دفتر چهارم – بخش۶۷ – دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق

دفتر چهارم – بخش۶۸ – مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخ‌نویسان آن در جهت رصد

دفتر چهارم – بخش۶۹ – قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن

دفتر چهارم – بخش۷۰ – نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله

دفتر چهارم – بخش۷۱ – آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه

دفتر چهارم – بخش۷۲ – کژ وزیدن باد بر سلیمان علیه‌السلام به سبب زلت او

دفتر چهارم – بخش۷۳ – شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او

دفتر چهارم – بخش۷۴ – رقعه دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعه اول نیافت

دفتر چهارم – بخش۷۵ – قصه آنک کسی به کسی مشورت می‌کرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توم

دفتر چهارم – بخش۷۶ – امیر کردن رسول علیه‌السلام جوان هذیلی را بر سریه‌ای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند

دفتر چهارم – بخش۷۷ – اعتراض کردن معترضی بر رسول علیه‌السلام بر امیر کردن آن هذیلی

دفتر چهارم – بخش۷۸ – جواب گفتن مصطفی علیه‌السلام اعتراض کننده را

دفتر چهارم – بخش۷۹ – قصه سبحانی ما اعظم شانی گفتن ابویزید قدس الله سره و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان

دفتر چهارم – بخش۸۰ – بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیه‌السلام

دفتر چهارم – بخش۸۱ – بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگان

دفتر چهارم – بخش۸۲ – علامت عاقل تمام و نیم‌عاقل و مرد تمام و نیم‌مرد و علامت شقی مغرور لاشی

دفتر چهارم – بخش۸۳ – قصه آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه

دفتر چهارم – بخش۸۴ – سر خواندن وضو کننده اوراد وضو را

دفتر چهارم – بخش۸۵ – شخصی به وقت استنجا می‌گفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق می‌گفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت

دفتر چهارم – بخش۸۶ – قصه آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی

دفتر چهارم – بخش۸۷ – چاره اندیشیدن آن ماهی نیم‌عاقل و خود را مرده کردن

دفتر چهارم – بخش۸۸ – بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد

دفتر چهارم – بخش۸۹ – در بیان آنک وهم قلب عقلست و ستیزه اوست بدو ماند و او نیست و قصه مجاوبات موسی علیه‌السلام کی صاحب عقل بود با فرعون کی صاحب وهم بود

دفتر چهارم – بخش۹۰ – بیان آنک عمارت در ویرانیست و جمعیت در پراکندگیست و درستی در شکست‌گیست و مراد در بی‌مرادیست و وجود در عدم است و علی هذا بقیة الاضداد والازواج

دفتر چهارم – بخش۹۱ – بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بی‌خبرست چنانک هر پیشه‌ور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشه‌ورست و بی‌خبری او از آنک وظیفه او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگر چه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بی‌خبری نمی‌خواهیم درین مقام

دفتر چهارم – بخش۹۲ – حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آورد

دفتر چهارم – بخش۹۳ – بیان آنک تن خاکی آدمی هم‌چون آهن نیکو جوهر قابل آینه شدن است تا درو هم در دنیا بهشت و دوزخ و قیامت و غیر آن معاینه بنماید نه بر طریق خیال

دفتر چهارم – بخش۹۴ – باز گفتن موسی علیه‌السلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تابخبیری حق ایمان آورد یا گمان برد

دفتر چهارم – بخش۹۵ – بیان آنک در توبه بازست

دفتر چهارم – بخش۹۶ – گفتن موسی علیه‌السلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان

دفتر چهارم – بخش۹۷ – شرح کردن موسی علیه‌السلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون

دفتر چهارم – بخش۹۸ – تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف

دفتر چهارم – بخش۹۹ – غره شدن آدمی به ذکاوت و تصویرات طبع خویشتن و طلب ناکردن علم غیب کی علم انبیاست

دفتر چهارم – بخش۱۰۰ – بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله

دفتر چهارم – بخش۱۰۱ – قوله علیه السلام من بشرنی بخروج صفر بشرته بالجنة

دفتر چهارم – بخش۱۰۲ – مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلام

دفتر چهارم – بخش۱۰۳ – قصه باز پادشاه و کمپیر زن

دفتر چهارم – بخش۱۰۴ – قصه آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرم‌الله وجهه چاره جست

دفتر چهارم – بخش۱۰۵ – مشورت کردن فرعون با وزیرش هامان در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلام

دفتر چهارم – بخش۱۰۶ – تزییف سخن هامان علیه‌اللعنه

دفتر چهارم – بخش۱۰۷ – نومید شدن موسی علیه‌السلام از ایمام فرعون به تاثیر کردن سخن هامان در دل فرعون

دفتر چهارم – بخش۱۰۸ – منازعت امیران عرب با مصطفی علیه‌السلام کی ملک را مقاسمت کن با ما تا نزاعی نباشد و جواب فرمودن مصطفی علیه‌السلام کی من مامورم درین امارت و بحث ایشان از طرفین

دفتر چهارم – بخش۱۰۹ – در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست

دفتر چهارم – بخش۱۱۰ – جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم می‌گوید

دفتر چهارم – بخش۱۱۱ – تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما می‌بینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمی‌بینید آن را

دفتر چهارم – بخش۱۱۲ – وحی کردن حق به موسی علیه‌السلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست می‌دارم

دفتر چهارم – بخش۱۱۳ – خشم کردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن مغضوب علیه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او قبول کردن و رنجیدن ندیم از این شفیع کی چرا شفاعت کردی

دفتر چهارم – بخش۱۱۴ – گفتن خلیل مر جبرئیل را علیهماالسلام چون پرسیدش کی الک حاجة خلیل جوابش داد کی اما الیک فلا

دفتر چهارم – بخش۱۱۵ – مطالبه کردن موسی علیه‌السلام حضرت را کی خلقت خلقا اهلکتهم و جواب آمدن

دفتر چهارم – بخش۱۱۶ – بیان آنک روح حیوانی و عقل جز وی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ هم‌چون روغن پنهانست

دفتر چهارم – بخش۱۱۷ – مثال دیگر هم درین معنی

دفتر چهارم – بخش۱۱۸ – حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی بوی روی نمود یوم یفرالمرء من اخیه و امه و ابیه نقد وقت او شد پادشاهی این خاک توده کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التراب ربیع الصبیان آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید

دفتر چهارم – بخش۱۱۹ – عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل

دفتر چهارم – بخش۱۲۰ – اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش

دفتر چهارم – بخش۱۲۱ – مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلی

دفتر چهارم – بخش۱۲۲ – در بیان آنک شه‌زاده آدمی بچه است خلیفه خداست پدرش آدم صفی خلیفه حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمی‌بچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کننده

دفتر چهارم – بخش۱۲۳ – حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست

دفتر چهارم – بخش۱۲۴ – بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کلست چون با عقل کل بکژروی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جان

دفتر چهارم – بخش۱۲۵ – قصه فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن چیست

دفتر چهارم – بخش۱۲۶ – تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة

دفتر چهارم – بخش۱۲۷ – بیان آنک عقل جزوی تا بگور بیش نبیند در باقی مقلد اولیا و انبیاست

دفتر چهارم – بخش۱۲۸ – بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نه‌ای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش

دفتر چهارم – بخش۱۲۹ – قصه شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو می‌افتم در راه رفتن تو کم در روی می‌آیی این چراست و جواب گفتن شتر او را

دفتر چهارم – بخش۱۳۰ – تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانه

دفتر چهارم – بخش۱۳۱ – لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو بنیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر می‌کنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر می‌کنیم خون صاف است

دفتر چهارم – بخش۱۳۲ – در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین وارحم الراحمین

دفتر چهارم – بخش۱۳۳ – حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبن می‌نماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد می‌دید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت

دفتر چهارم – بخش۱۳۴ – باقی قصه موسی علیه‌السلام

دفتر چهارم – بخش۱۳۵ – اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدا

دفتر چهارم – بخش۱۳۶ – بیان آنک خلق دوزخ گرسنگانند و نالانند به حق کی روزیهای ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان کی ما را صبر نماند

دفتر چهارم – بخش۱۳۷ – رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسان‌تر بود بگوی

دفتر چهارم – بخش۱۳۸ – موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره

دفتر چهارم – بخش۱۳۹ – نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به مصطفی صلی‌الله علیه و سلم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همه شعاعش

دفتر پنجم – بخش۱ – سر آغاز

دفتر پنجم – بخش۲ – تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک

دفتر پنجم – بخش۳ – در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یاکل فی سبعة امعاء و الممن یاکل فی معا واحد

دفتر پنجم – بخش۴ – در حجره گشادن مصطفی علیه‌السلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود

دفتر پنجم – بخش۵ – سبب رجوع کردن آن مهمان به خانه مصطفی علیه‌السلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود می‌شست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحه او بر خود و بر سعادت خود

دفتر پنجم – بخش۶ – نواختن مصطفی علیه‌السلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود می‌کرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی

دفتر پنجم – بخش۷ – بیان آنک نماز و روزه و همه چیزهای برونی گواهیهاست بر نور اندرونی

دفتر پنجم – بخش۸ – پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی

دفتر پنجم – بخش۹ – استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن

دفتر پنجم – بخش۱۰ – گواهی فعل و قول بیرونی بر ضمیر و نور اندرونی

دفتر پنجم – بخش۱۱ – در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منور بی‌آنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی در بیان آنک آن‌نور خود را از اندرون سر عارف ظاهر کند بر خلقان بی‌فعل عارف و بی‌قول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مذن و علامات دیگر حاجت نیاید

دفتر پنجم – بخش۱۲ – عرضه کردن مصطفی علیه‌السلام شهادت را بر مهمان خویش

دفتر پنجم – بخش۱۳ – بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا می‌شود تا او هم یار می‌شود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی

دفتر پنجم – بخش۱۴ – انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس

دفتر پنجم – بخش۱۵ – مناجات

دفتر پنجم – بخش۱۶ – تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزه ویست هم چون ادراک جبرئیل علیه‌السلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشه کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح

دفتر پنجم – بخش۱۷ – تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر

دفتر پنجم – بخش۱۸ – تفسیر یا حسرة علی العباد

دفتر پنجم – بخش۱۹ – سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول

دفتر پنجم – بخش۲۰ – صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیه‌السلام او را

دفتر پنجم – بخش۲۱ – در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکرالله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالی‌بینان و ظاهربینان جدا شوند کی لیبلوکم ایکم احسن عملا

دفتر پنجم – بخش۲۲ – تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جز وی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربه

دفتر پنجم – بخش۲۳ – حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی می‌مرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه می‌کرد و شعر می‌گفت و می‌گریست و سر و رو می‌زد و دریغش می‌آمد لقمه‌ای از انبان به سگ دادن

دفتر پنجم – بخش۲۴ – در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شده

دفتر پنجم – بخش۲۵ – تفسیر و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم الایه

دفتر پنجم – بخش۲۶ – قصه آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می‌کند به منقار و می‌انداخت و تن خود را کل و زشت می‌کرد از تعجب پرسید کی دریغت نمی‌آید گفت می‌آید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست

دفتر پنجم – بخش۲۷ – در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی

دفتر پنجم – بخش۲۸ – در بیان قول رسول علیه‌السلام لا رهبانیة فی‌الاسلام

دفتر پنجم – بخش۲۹ – در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است

دفتر پنجم – بخش۳۰ – در تفسیر قول رسول علیه‌السلام ما مات من مات الا و تمنی ان یموت قبل ما مات ان کان برا لیکون الی وصول البر اعجل و ان کان فاجرا لیقل فجوره

دفتر پنجم – بخش۳۱ – در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوس‌اند هم‌چون هاروت و ماروت در چاه بابل

دفتر پنجم – بخش۳۲ – جواب گفتن طاوس آن سایل را

دفتر پنجم – بخش۳۳ – بیان آنک هنرها و زیرکیها و مال دنیا هم‌چون پرهای طاوس عدو جانست

دفتر پنجم – بخش۳۴ – در صفت آن بی‌خودان کی از شر خود و هنر خود آمن شده‌اند کی فانی‌اند در بقای حق هم‌چون ستارگان کی فانی‌اند روز در آفتاب و فانی را خوف آفت و خطر نباشد

دفتر پنجم – بخش۳۵ – در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست هم‌چون آن مرغی کی قصد صید ملخ می‌کرد و به صید ملخ مشغول می‌بود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمی‌بینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش می‌بین تا چشم نیز باز شدن

دفتر پنجم – بخش۳۶ – صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومه مهلکه در مرید

دفتر پنجم – بخش۳۷ – مناجات

دفتر پنجم – بخش۳۸ – قال النبی علیه‌السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال

دفتر پنجم – بخش۳۹ – قصه محبوس شدن آن آهوبچه در آخر خران و طعنه آن خران ببر آن غریب گاه به جنگ و گاه به تسخر و مبتلی گشتن او به کاه خشک کی غذای او نیست و این صفت بنده خاص خداست میان اهل دنیا و اهل هوا و شهوت کی الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء صدق رسول الله

دفتر پنجم – بخش۴۰ – حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید

دفتر پنجم – بخش۴۱ – بقیه قصه آهو و آخر خران

دفتر پنجم – بخش۴۲ – تفسیر انی اری سبع بقرات سمان یاکلهن سبع عجاف آن گاوان لاغر را خدا به صفت شیران گرسنه آفریده بود تا آن هفت گاو فربه را به اشتها می‌خوردند اگر چه آن خیالات صور گاوان در آینه خواب نمودند تو معنی بگیر

دفتر پنجم – بخش۴۳ – بیان آنک کشتن خلیل علیه‌السلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید

دفتر پنجم – بخش۴۴ – تفسیر خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین و تفسیر و من نعمره ننکسه فی الخلق

دفتر پنجم – بخش۴۵ – تفسیر اسفل سافلین الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون

دفتر پنجم – بخش۴۶ – مثال عالم هست نیست‌نما و عالم نیست هست‌نما

دفتر پنجم – بخش۴۷ – در تفسیر قول مصطفی علیه‌السلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسول‌الله

دفتر پنجم – بخش۴۸ – تفسیر و هو معکم

دفتر پنجم – بخش۴۹ – در تفسیر قول مصطفی علیه‌السلام من جعل الهموم هما واحدا کفاه الله سائر همومه و من تفرقت به الهموم لا یبالی الله فی ای واد اهلکه

دفتر پنجم – بخش۵۰ – در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند»

دفتر پنجم – بخش۵۱ – قصه آن شخص کی دعوی پیغامبری می‌کرد گفتندش چه خورده‌ای کی گیج شده‌ای و یاوه می‌گویی گفت اگر چیزی یافتمی کی خوردمی نه گیج شدمی و نه یاوه گفتمی کی هر سخن نیک کی با غیر اهلش گویند یاوه گفته باشند اگر چه در آن یاوه گفتن مامورند

دفتر پنجم – بخش۵۲ – سبب عداوت عام و بیگانه زیستن ایشان به اولیاء خدا کی بحقشان می‌خوانند و با آب حیات ابدی

دفتر پنجم – بخش۵۳ – در بیان آنک مرد بدکار چون متمکن شود در بدکاری و اثر دولت نیکوکاران ببیند شیطان شود و مانع خیر گردد از حسد هم‌چون شیطان کی خرمن سوخته همه را خرمن سوخته خواهد ارایت الذی ینهی عبدا اذا صلی

دفتر پنجم – بخش۵۴ – مناجات

دفتر پنجم – بخش۵۵ – پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی می‌گوید

دفتر پنجم – بخش۵۶ – داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمی‌شمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بی‌نوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و می‌گفت کی من جزین خدمت نمی‌دانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیه‌السلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیه‌السلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیه‌السلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیه‌السلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهم‌السلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را

دفتر پنجم – بخش۵۷ – یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و می‌گرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیم‌وار کی فرزند را قربان می‌کرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود می‌سپرد و امر آمد مصطفی را علیه‌السلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فی‌ابراهیم

دفتر پنجم – بخش۵۸ – مریدی در آمد به خدمت شیخ و ازین شیخ پیر سن نمی‌خواهم بلک پیرعقل و معرفت و اگر چه عیسیست علیه‌السلام در گهواره و یحیی است علیه‌السلام در مکتب کودکان مریدی شیخ را گریان دید او نیز موافقت کرد و گریست چون فارغ شد و به در آمد مریدی دیگر کی از حال شیخ واقف‌تر بود از سر غیرت در عقب او تیز بیرون آمد گفتش ای برادر من ترا گفته باشم الله الله تا نیندیشی و نگویی کی شیخ می‌گریست و من نیز می‌گریستم کی سی سال ریاضت بی‌ریا باید کرد و از عقبات و دریاهای پر نهنگ و کوههای بلند پر شیر و پلنگ می‌باید گذشت تا بدان گریه شیخ رسی یا نرسی اگر رسی شکر زویت لی الارض گویی بسیار

دفتر پنجم – بخش۵۹ – داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقه کدو را ندید کنیزک را ببهانه براه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد بفضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب

دفتر پنجم – بخش۶۰ – تمثیل تلقین شیخ مریدان را و پیغامبر امت را کی ایشان طاقت تلقین حق ندارند و با حق‌الف ندارند چنانک طوطی با صورت آدمی الف ندارد کی ازو تلقین تواند گرفت حق تعالی شیخ را چون آیینه‌ای پیش مرید هم‌چو طوطی دارد و از پس آینه تلقین می‌کند لا تحرک به لسانک ان هو الا وحی یوحی اینست ابتدای مسله بی‌منتهی چنانک منقار جنبانیدن طوطی اندرون آینه کی خیالش می‌خوانی بی‌اختیار و تصرف اوست عکس خواندن طوطی برونی کی متعلمست نه عکس آن معلم کی پس آینه است و لیکن خواندن طوطی برونی تصرف آن معلم است پس این مثال آمد نه مثل

دفتر پنجم – بخش۶۱ – صاحب‌دلی دید سگ حامله در شکم آن سگ‌بچگان بانگ می‌کردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایده‌ها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی

دفتر پنجم – بخش۶۲ – قصه اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان می‌داد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن می‌کوفتی از کفه آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر می‌دیدند منکر و آن برکت را نمی‌دیدند هم‌چون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید

دفتر پنجم – بخش۶۳ – بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست هم‌چون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد

دفتر پنجم – بخش۶۴ – در ابتدای خلقت جسم آدم علیه‌السلام کی جبرئیل علیه‌السلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر

دفتر پنجم – بخش۶۵ – فرستادن میکائیل را علیه‌السلام به قبض حفنه‌ای خاک از زمین جهت ترکیب ترتیب جسم مبارک ابوالبشر خلیفة الحق مسجود الملک و معلمهم آدم علیه‌السلام

دفتر پنجم – بخش۶۶ – قصه قوم یونس علیه‌السلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پر تضرع طبع را نگرداند

دفتر پنجم – بخش۶۷ – فرستادن اسرافیل را علیه‌السلام به خاک کی حفنه‌ای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیه‌السلام

دفتر پنجم – بخش۶۸ – فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیه‌السلام ببر گرفتن حفنه‌ای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیله‌السلام و الصلوة

دفتر پنجم – بخش۶۹ – بیان آنک مخلوقی کر ترا ازو ظلمی رسد به حقیقت او هم‌چون آلتیست عارف آن بود کی بحق رجوع کند نه به آلت و اگر به آلت رجوع کند به ظاهر نه از جهل کند بلک برای مصلحتی چنانک ابایزید قدس الله سره گفت کی چندین سالست کی من با مخلوق سخن نگفته‌ام و از مخلوق سخن نشنیده‌ام ولیکن خلق چنین پندارند کی با ایشان سخن می‌گویم و ازیشان می‌شنوم زیرا ایشان مخاطب اکبر را نمی‌بینند کی ایشان چون صدااند او را نسبت به حال من التفات مستمع عاقل به صدا نباشد چنانک مثل است معروف قال الجدار للوتد لم تشقنی قال الوتد انظر الی من یدقنی

دفتر پنجم – بخش۷۰ – جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفی‌تری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون

دفتر پنجم – بخش۷۱ – در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین

دفتر پنجم – بخش۷۲ – جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات

دفتر پنجم – بخش۷۳ – فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات

دفتر پنجم – بخش۷۴ – قصه ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانس را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل

دفتر پنجم – بخش۷۵ – بیان آنک آنچ بیان کرده می‌شود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینه تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم می‌آید و از خجالت سر و ریش و قلم گم می‌کند و العاقل یکفیه الاشاره

دفتر پنجم – بخش۷۶ – حکمت نظر کردن در چارق و پوستین کی فلینظر الانسان مم خلق

دفتر پنجم – بخش۷۷ – خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالی فی حق ابلیس انه کان من الجن ففسق

دفتر پنجم – بخش۷۸ – در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیده بد می‌نگری از چنبره وجود خود می‌نگری پایه کژ کژ افکند سایه

دفتر پنجم – بخش۷۹ – بیان اتحاد عاشق و معشوق از روی حقیقت اگر چه متضادند از روی آنک نیاز ضد بی‌نیازیست چنان که آینه بی‌صورتست و ساده است و بی‌صورتی ضد صورتست ولکن میان ایشان اتحادیست در حقیقت کی شرح آن درازست و العاقل یکفیه الاشاره

دفتر پنجم – بخش۸۰ – معشوقی از عاشق پرسید کی خود را دوست‌تر داری یا مرا گفت من از خود مرده‌ام و به تو زنده‌ام از خود و از صفات خود نیست شده‌ام و به تو هست شده‌ام علم خود را فراموش کرده‌ام و از علم تو عالم شده‌ام قدرت خود را از یاد داده‌ام و از قدرت تو قادر شده‌ام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم هر که را آینه یقین باشد گرچه خود بین خدای بین باشد اخرج به صفاتی الی خلقی من رآک رآنی و من قصدک قصدنی و علی هذا

دفتر پنجم – بخش۸۱ – آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیم‌شب بگشادن آن حجره ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشه‌ای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیال‌اندیشان در کار انبیا و اولیا کی می‌گفتند کی ساحرند و خویشتن ساخته‌اند و تصدر می‌جویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد

دفتر پنجم – بخش۸۲ – بازگشتن نمامان از حجره ایاز به سوی شاه توبره تهی و خجل هم‌چون بدگمانان در حق انبیا علیهم‌السلام بر وقت ظهور برائت و پاکی ایشان کی یوم تبیض وجوه و تسود وجوه و قوله تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة

دفتر پنجم – بخش۸۳ – حواله کردن پادشاه قبول و توبه نمامان و حجره گشایان و سزا دادن ایشان با ایاز کی یعنی این جنایت بر عرض او رفته است

دفتر پنجم – بخش۸۴ – فرمودن شاه ایاز را کی اختیار کن از عفو و مکافات کی از عدل و لطف هر چه کنی اینجا صوابست و در هر یکی مصلحتهاست کی در عدل هزار لطف هست درج و لکم فی القصاص حیوة آنکس کی کراهت می‌دارد قصاص را درین یک حیات قاتل نظر می‌کند و در صد هزار حیات کی معصوم و محقون خواهند شدن در حصن بیم سیاست نمی‌نگرد

دفتر پنجم – بخش۸۵ – تعجیل فرمودن پادشاه ایاز را کی زود این حکم را به فیصل رسان و منتظر مدار و ایام بیننا مگو کی الانتظار موت الاحمر و جواب گفتن ایاز شاه را

دفتر پنجم – بخش۸۶ – حکایت در تقریر این سخن کی چندین گاه گفت ذکر را آزمودیم مدتی صبر و خاموشی را بیازماییم

دفتر پنجم – بخش۸۷ – در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لن سالتهم من خلق السموات والارض لیقولن الله خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره

دفتر پنجم – بخش۸۸ – حکایت در بیان توبه نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بی‌لذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت می‌کند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی

دفتر پنجم – بخش۸۹ – در بیان آنک دعای عارف واصل و درخواست او از حق هم‌چو درخواست حقست از خویشتن کی کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا و قوله و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و آیات و اخبار و آثار درین بسیارست و شرح سبب ساختن حق تا مجرم را گوش گرفته بتوبه نصوح آورد

دفتر پنجم – بخش۹۰ – نوبت جستن رسیدن به نصوح و آواز آمدن که همه را جستیم نصوح را بجویید و بیهوش شدن نصوح از آن هیبت و گشاده شدن کار بعد از نهایت بستگی کماکان یقول رسول الله صلی الله علیه و سلم اذا اصابه مرض او هم اشتدی ازمة تنفرجی

دفتر پنجم – بخش۹۱ – یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکان شاه‌زاده از نصوح

دفتر پنجم – بخش۹۲ – باز خواندن شه‌زاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن

دفتر پنجم – بخش۹۳ – حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبه او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بی‌بیخ هر روز زردتر و خشک‌تر نعوذ بالله

دفتر پنجم – بخش۹۴ – تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل بشیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی

دفتر پنجم – بخش۹۵ – حکایت دیدن خر هیزم‌فروش با نوایی اسپان تازی را بر آخر خاص و تمنا بردن آن دولت را در موعظه آنک تمنا نباید بردن الا مغفرت و عنایت و هدایت کی اگر در صد لون رنجی چون لذت مغفرت بود همه شیرین شود باقی هر دولتی کی آن را ناآزموده تمنی می‌بری با آن رنجی قرینست کی آن را نمی‌بینی چنانک از هر دامی دانه پیدا بود و فخ پنهان تو درین یک دام مانده‌ای تمنی می‌بری کی کاشکی با آن دانه‌ها رفتمی پنداری کی آن دانه‌ها بی‌دامست

دفتر پنجم – بخش۹۶ – ناپسندیدن روباه گفتن خر را کی من راضیم به قسمت

دفتر پنجم – بخش۹۷ – جواب گفتن خر روباه را

دفتر پنجم – بخش۹۸ – جواب گفتن روبه خر را

دفتر پنجم – بخش۹۹ – جواب گفتن خر روباه را

دفتر پنجم – بخش۱۰۰ – در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان می‌کرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و ره‌گذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سبب‌سازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را

دفتر پنجم – بخش۱۰۱ – جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسب

دفتر پنجم – بخش۱۰۲ – جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخره

دفتر پنجم – بخش۱۰۳ – مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن

دفتر پنجم – بخش۱۰۴ – فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته

دفتر پنجم – بخش۱۰۵ – حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد می‌کرد و می‌گفت الحمدلله کی من بد نمی‌اندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله یستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا ا راد الله بهذا مثلا و آنگه جواب می‌فرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنه‌ای هم‌چون میزانست بسیاران ازو سرخ‌رو شوند و بسیاران بی‌مراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا

دفتر پنجم – بخش۱۰۶ – غالب شدن حیله روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه

دفتر پنجم – بخش۱۰۷ – حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانه‌ای انداخت رخها زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر می‌گیرند به سخره گفت مبارک خر می‌گیرند تو خر نیستی چه می‌ترسی گفت خر به جد می‌گیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند

دفتر پنجم – بخش۱۰۸ – بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب

دفتر پنجم – بخش۱۰۹ – در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایده عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله

دفتر پنجم – بخش۱۱۰ – دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش

دفتر پنجم – بخش۱۱۱ – جواب گفتن خر روباه را

دفتر پنجم – بخش۱۱۲ – جواب گفتن روبه خر را

دفتر پنجم – بخش۱۱۳ – حکایت شیخ محمد سررزی غزنوی قدس الله سره

دفتر پنجم – بخش۱۱۴ – آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد

دفتر پنجم – بخش۱۱۵ – در معنی لولاک لما خلقت الافلاک

دفتر پنجم – بخش۱۱۶ – رفتن این شیخ در خانه امیری بهر کدیه روزی چهار بار به زنبیل به اشارت غیب و عتاب کردن امیر او را بدان وقاحت و عذر گفتن او امیر را

دفتر پنجم – بخش۱۱۷ – گریان شدن امیر از نصیحت شیخ و عکس صدق او و ایثار کردن مخزن بعد از آن گستاخی و استعصام شیخ و قبول ناکردن و گفتن کی من بی‌اشارت نیارم تصرفی کردن

دفتر پنجم – بخش۱۱۸ – اشارت آمدن از غیب به شیخ کی این دو سال به فرمان ما بستدی و بدادی بعد ازین بده و مستان دست در زیر حصیر می‌کن کی آن را چون انبان بوهریره کردیم در حق تو هر چه خواهی بیابی تا یقین شود عالمیان را کی ورای این عالمیست کی خاک به کف گیری زر شود مرده درو آید زنده شود نحس اکبر در وی آید سعد اکبر شود کفر درو آید ایمان گردد زهر درو آید تریاق شود نه داخل این عالمست و نه خارج این عالم نه تحت و نه فوق نه متصل نه منفصل بی‌چون و بی چگونه هر دم ازو هزاران اثر و نمونه ظاهر می‌شود چنانک صنعت دست با صورت دست و غمزه چشم با صورت چشم و فصاحت زبان با صورت زبان نه داخلست و نه خارج او نه متصل و نه منفصل والعاقل تکفیه الاشارة

دفتر پنجم – بخش۱۱۹ – دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وام‌داران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی

دفتر پنجم – بخش۱۲۰ – سبب دانستن ضمیرهای خلق

دفتر پنجم – بخش۱۲۱ – غالب شدن مکر روبه بر استعصام خر

دفتر پنجم – بخش۱۲۲ – در بیان فضیلت احتما و جوع

دفتر پنجم – بخش۱۲۳ – مثل

دفتر پنجم – بخش۱۲۴ – حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق

دفتر پنجم – بخش۱۲۵ – حکایت آن گاو کی تنها در جزیره ایست بزرگ حق تعالی آن جزیره بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علف گاو باشد تا به شب آن گاو همه را بخورد و فربه شود چون کوه پاره‌ای چون شب شود خوابش نبرد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی باز بخورد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند

دفتر پنجم – بخش۱۲۶ – صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدن شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده کی بر تو باز آمدی لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر

دفتر پنجم – بخش۱۲۷ – حکایت آن راهب که روز با چراغ می‌گشت در میان بازار از سر حالتی کی او را بود

دفتر پنجم – بخش۱۲۸ – دعوت کردن مسلمان مغ را

دفتر پنجم – بخش۱۲۹ – مثل شیطان بر در رحمان

دفتر پنجم – بخش۱۳۰ – جواب گفتن ممن سنی کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنت راهی باشد کوفته اقدام انبیا علیهم‌السلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم بچه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر می‌شمرد

دفتر پنجم – بخش۱۳۱ – درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة

دفتر پنجم – بخش۱۳۲ – حکایت هم در بیان تقریر اختیار خلق و بیان آنک تقدیر و قضا سلب کننده اختیار نیست

دفتر پنجم – بخش۱۳۳ – حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر

دفتر پنجم – بخش۱۳۴ – معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء

دفتر پنجم – بخش۱۳۵ – و هم‌چنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین

دفتر پنجم – بخش۱۳۶ – حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراسته عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند

دفتر پنجم – بخش۱۳۷ – باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت می‌کرد و به ترک اعتقاد جبرش دعوت می‌کرد و دراز شدن مناظره از طرفین کی ماده اشکال و جواب را نبرد الا عشق حقیقی کی او را پروای آن نماند و ذلک فضل الله یتیه من یشاء

دفتر پنجم – بخش۱۳۸ – پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست می‌گویی تا ایاز را در سخن آورد

دفتر پنجم – بخش۱۳۹ – گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازه‌ایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را

دفتر پنجم – بخش۱۴۰ – حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعره‌ای زد

دفتر پنجم – بخش۱۴۱ – فرمودن شاه به ایاز بار دگر کی شرح چارق و پوستین آشکارا بگو تا خواجه تاشانت از آن اشارت پند گیرد کی الدین النصیحة و موعظه یابند

دفتر پنجم – بخش۱۴۲ – حکایت کافری کی گفتندش در عهد ابا یزید کی مسلمان شو و جواب گفتن او ایشان را

دفتر پنجم – بخش۱۴۳ – حکایت آن مذن زشت آواز کی در کافرستان بانگ نماز داد و مرد کافری او را هدیه داد

دفتر پنجم – بخش۱۴۴ – حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو

دفتر پنجم – بخش۱۴۵ – حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیه‌السلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی می‌کرد و از تنعم منع می‌کرد

دفتر پنجم – بخش۱۴۶ – حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پاره‌ای در دزد

دفتر پنجم – بخش۱۴۷ – رفتن امیر خشم‌آلود برای گوشمال زاهد

دفتر پنجم – بخش۱۴۸ – حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را

دفتر پنجم – بخش۱۴۹ – قصد انداختن مصطفی علیه‌السلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است

دفتر پنجم – بخش۱۵۰ – جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خورده‌ام کی سزای او را بدهم

دفتر پنجم – بخش۱۵۱ – دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد

دفتر پنجم – بخش۱۵۲ – باز جواب گفتن آن امیر ایشان را

دفتر پنجم – بخش۱۵۳ – تفسیر این آیت که و ان الدار الاخرة لهی الحیوان لوکانوا یعلمون کی در و دیوار و عرصه آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زنده‌اند و سخن‌گوی و سخن‌شنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدنیا جیفه و طلابها کلاب و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی

دفتر پنجم – بخش۱۵۴ – دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست

دفتر پنجم – بخش۱۵۵ – تمثیل تن آدمی به مهمان‌خانه و اندیشه‌های مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشه‌های غم و شادی چون شخص مهمان‌دوست غریب‌نواز خلیل‌وار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و ممن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی

دفتر پنجم – بخش۱۵۶ – حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند

دفتر پنجم – بخش۱۵۷ – تمثیل فکر هر روزینه کی اندر دل آید به مهمان نو کی از اول روز در خانه فرود آید و فضیلت مهمان‌نوازی و ناز مهمان کشیدن و تحکم و بدخویی کند به خداوند خانه

دفتر پنجم – بخش۱۵۸ – نواختن سلطان ایاز را

دفتر پنجم – بخش۱۵۹ – وصیت کردن پدر دختر را کی خود را نگهدار تا حامله نشوی از شوهرت

دفتر پنجم – بخش۱۶۰ – وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دست‌بوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده هم‌چون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان می‌دانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون

دفتر پنجم – بخش۱۶۱ – نصیحت مبارزان او را کی با این دل و زهره کی تو داری کی از کلابیسه شدن چشم کافر اسیری دست بسته بیهوش شوی و دشنه از دست بیفتد زنهار زنهار ملازم مطبخ خانقاه باش و سوی پیکار مرو تا رسوا نشوی

دفتر پنجم – بخش۱۶۲ – حکایت عیاضی رحمه‌الله کی هفتاد غزو کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن چون از آن نومید شد از جهاد اصغر رو به جهاد اکبر آورد و خلوت گزید ناگهان طبل غازیان شنید نفس از اندرون زنجیر می‌درانید سوی غزا و متهم داشتن او نفس خود را درین رغبت

دفتر پنجم – بخش۱۶۳ – حکایت آن مجاهد کی از همیان سیم هر روز یک درم در خندق انداختی به تفاریق از بهر ستیزه حرص و آرزوی نفس و وسوسه نفس کی چون می‌اندازی به خندق باری به یک‌بار بینداز تا خلاص یابم کی الیاس احدی الراحتین او گفته کی این راحت نیز ندهم

دفتر پنجم – بخش۱۶۴ – صفت کردن مرد غماز و نمودن صورت کنیزک مصور در کاغذ و عاشق شدن خلیفه مصر بر آن صورت و فرستادن خلیفه امیری را با سپاه گران بدر موصل و قتل و ویرانی بسیار کردن بهر این غرض

دفتر پنجم – بخش۱۶۵ – ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خون‌ریز مسلمانان بیشتر نشود

دفتر پنجم – بخش۱۶۶ – پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت

دفتر پنجم – بخش۱۶۷ – حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز می‌گردد کی غیر این نمی‌بینیم

دفتر پنجم – بخش۱۶۸ – آمدن خلیفه نزد آن خوب‌روی برای جماع

دفتر پنجم – بخش۱۶۹ – خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خنده کنیزک

دفتر پنجم – بخش۱۷۰ – فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت

دفتر پنجم – بخش۱۷۱ – عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد

دفتر پنجم – بخش۱۷۲ – بیان آنک نحن قسمنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود

دفتر پنجم – بخش۱۷۳ – دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه

دفتر پنجم – بخش۱۷۴ – رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلط‌افکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد

دفتر پنجم – بخش۱۷۵ – تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را

دفتر پنجم – بخش۱۷۶ – قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی

دفتر پنجم – بخش۱۷۷ – تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون

دفتر پنجم – بخش۱۷۸ – مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی انا اعلمکم بالله و اخشیکم لله و قال الله تعالی انما یخشی الله من عباده العلما

دفتر ششم – بخش۱ – تمامت کتاب الموطد الکریم

دفتر ششم – بخش۲ – سال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضل‌ترست و عزیزتر و شریف‌تر و مکرم‌تر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم او

دفتر ششم – بخش۳ – نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدق‌اند و راه‌زن صد هزار ابله چنانک راه‌زن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمی‌یارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند

دفتر ششم – بخش۴ – مناجات و پناه جستن به حق از فتنه اختیار و از فتنه اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بی‌نوا کس ندیده است

دفتر ششم – بخش۵ – حکایت غلام هندو کی به خداوندزاده خود پنهان هوای آورده بود چون دختر را با مهتر زاده‌ای عقد کردند غلام خبر یافت رنجور شد و می‌گداخت و هیچ طبیب علت او را در نمی‌یافت و او را زهره گفتن نه

دفتر ششم – بخش۶ – صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند

دفتر ششم – بخش۷ – در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحله‌ای الا من عصم الله

دفتر ششم – بخش۸ – در عموم تاویل این آیت کی کلما اوقدوا نارا للحرب

دفتر ششم – بخش۹ – قصه‌ای هم در تقریر این

دفتر ششم – بخش۱۰ – وا نمودن پادشاه به امرا و متعصبان در راه ایاز سبب فضیلت و مرتبت و قربت و جامگی او بریشان بر وجهی کی ایشان را حجت و اعتراض نماند

دفتر ششم – بخش۱۱ – مدافعه امرا آن حجت را به شبهه جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را

دفتر ششم – بخش۱۲ – حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دسته گل و لاله را کله‌وار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا

دفتر ششم – بخش۱۳ – حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامه‌هاش را هم دزدیدند

دفتر ششم – بخش۱۴ – مناظره مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام

دفتر ششم – بخش۱۵ – حکایت پاسبان کی خاموش کرد تا دزدان رخت تاجران بردند به کلی بعد از آن هیهای و پاسبانی می‌کرد

دفتر ششم – بخش۱۶ – حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را

دفتر ششم – بخش۱۷ – حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعده معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت

دفتر ششم – بخش۱۸ – استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را بوقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث می در خم اسرار بدان می‌جوشد تا هر که مجردست از آن می نوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو می‌خوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی»

دفتر ششم – بخش۱۹ – در آمدن ضریر در خانه مصطفی علیه‌السلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیه‌السلام کی چه می‌گریزی او ترا نمی‌بیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم

دفتر ششم – بخش۲۰ – امتحان کردن مصطفی علیه‌السلام عایشه را رضی الله عنها کی چه پنهان می‌شوی پنهان مشو که اعمی ترا نمی‌بیند تا پدید آید کی عایشه رضی الله عنها از ضمیر مصطفی علیه السلام واقف هست یا خود مقلد گفت ظاهرست

دفتر ششم – بخش۲۱ – حکایت آن مطرب کی در بزم امیر ترک این غزل آغاز کرد گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمی‌دانم ازین آشفته بی‌دل چه می‌خواهی نمی‌دانم و بانگ بر زدن ترک کی آن بگو کی می‌دانی و جواب مطرب امیر را

دفتر ششم – بخش۲۲ – تفسیر قوله علیه‌السلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما

دفتر ششم – بخش۲۳ – تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعه اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازه انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است

دفتر ششم – بخش۲۴ – نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب

دفتر ششم – بخش۲۵ – تمثیل مرد حریص نابیننده رزاقی حق را و خزاین و رحمت او را به موری کی در خرمنگاه بزرگ با دانه گندم می‌کوشد و می‌جوشد و می‌لرزد و به تعجیل می‌کشد و سعت آن خرمن را نمی‌بیند

دفتر ششم – بخش۲۶ – داستان آن شخص کی بر در سرایی نیم‌شب سحوری می‌زد همسایه او را گفت کی آخر نیم‌شبست سحر نیست و دیگر آنک درین سرا کسی نیست بهر کی می‌زنی و جواب گفتن مطرب او را

دفتر ششم – بخش۲۷ – قصه احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحره فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی

دفتر ششم – بخش۲۸ – باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعه بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینه جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیه‌السلام و مشورت در خریدن او

دفتر ششم – بخش۲۹ – وصیت کردن مصطفی علیه‌السلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری می‌شوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان

دفتر ششم – بخش۳۰ – خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد

دفتر ششم – بخش۳۱ – معاتبه مصطفی علیه‌السلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او

دفتر ششم – بخش۳۲ – قصه هلال کی بنده مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بی‌تقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بنده سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست

دفتر ششم – بخش۳۳ – حکایت در تقریر همین سخن

دفتر ششم – بخش۳۴ – مثل

دفتر ششم – بخش۳۵ – رنجور شدن این هلال و بی‌خبری خواجه او از رنجوری او از تحقیر و ناشناخت و واقف شدن دل مصطفی علیه‌السلام از رنجوری و حال او و افتقاد و عیادت رسول علیه‌السلام این هلال را

دفتر ششم – بخش۳۶ – در آمدن مصطفی علیه‌السلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه

دفتر ششم – بخش۳۷ – در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء

دفتر ششم – بخش۳۸ – داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه می‌ساخت و ساخته نمی‌شد و پذیرا نمی‌آمد

دفتر ششم – بخش۳۹ – داستان آن درویش کی آن گیلانی را دعا کرد کی خدا ترا به سلامت به خان و مان باز رساناد

دفتر ششم – بخش۴۰ – صفت آن عجوز

دفتر ششم – بخش۴۱ – قصه درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست

دفتر ششم – بخش۴۲ – رجوع به داستان آن کمپیر

دفتر ششم – بخش۴۳ – حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید

دفتر ششم – بخش۴۴ – رجوع به قصه رنجور

دفتر ششم – بخش۴۵ – قصه سلطان محمود و غلام هندو

دفتر ششم – بخش۴۶ – لیس للماضین هم الموت انما لهم حسره الموت

دفتر ششم – بخش۴۷ – بار دیگر رجوع کردن به قصه صوفی و قاضی

دفتر ششم – بخش۴۸ – طیره شدن قاضی از سیلی درویش و سرزنش کردن صوفی قاضی را

دفتر ششم – بخش۴۹ – جواب دادن قاضی صوفی را

دفتر ششم – بخش۵۰ – سال کردن آن صوفی قاضی را

دفتر ششم – بخش۵۱ – جواب گفتن آن قاضی صوفی را

دفتر ششم – بخش۵۲ – باز سال کردن صوفی از آن قاضی

دفتر ششم – بخش۵۳ – جواب قاضی سال صوفی را و قصه ترک و درزی را مثل آوردن

دفتر ششم – بخش۵۴ – قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین

دفتر ششم – بخش۵۵ – دعوی کردن ترک و گرو بستن او کی درزی از من چیزی نتواند بردن

دفتر ششم – بخش۵۶ – مضاحک گفتن درزی و ترک را از قوت خنده بسته شدن دو چشم تنگ او و فرصت یافتن درزی

دفتر ششم – بخش۵۷ – گفتن درزی ترک را هی خاموش کی اگر مضاحک دگر گویم قبات تنگ آید

دفتر ششم – بخش۵۸ – بیان آنک بی‌کاران و افسانه‌جویان مثل آن ترک‌اند و عالم غرار غدار هم‌چو آن درزی و شهوات و زبان مضاحک گفتن این دنیاست و عمر هم‌چون آن اطلس پیش این درزی جهت قبای بقا و لباس تقوی ساختن

دفتر ششم – بخش۵۹ – مثل

دفتر ششم – بخش۶۰ – باز مکرر کردن صوفی سال را

دفتر ششم – بخش۶۱ – جواب دادن قاضی صوفی را

دفتر ششم – بخش۶۲ – حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهل‌تر از صبر در فراق یار بود

دفتر ششم – بخش۶۳ – مثل

دفتر ششم – بخش۶۴ – باقی قصه فقیر روزی‌طلب بی‌واسطه کسب

دفتر ششم – بخش۶۵ – قصه آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست

دفتر ششم – بخش۶۶ – تمامی قصه آن فقیر و نشان جای آن گنج

دفتر ششم – بخش۶۷ – فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه

دفتر ششم – بخش۶۸ – نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن

دفتر ششم – بخش۶۹ – باز دادن شاه گنج‌نامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیم

دفتر ششم – بخش۷۰ – حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سره

دفتر ششم – بخش۷۱ – پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم

دفتر ششم – بخش۷۲ – جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن

دفتر ششم – بخش۷۳ – واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته است

دفتر ششم – بخش۷۴ – یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه

دفتر ششم – بخش۷۵ – حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة

دفتر ششم – بخش۷۶ – معجزه هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد

دفتر ششم – بخش۷۷ – رجوع کردن به قصه قبه و گنج

دفتر ششم – بخش۷۸ – انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار

دفتر ششم – بخش۷۹ – آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن

دفتر ششم – بخش۸۰ – حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود

دفتر ششم – بخش۸۱ – حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم

دفتر ششم – بخش۸۲ – مثل

دفتر ششم – بخش۸۳ – جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان

دفتر ششم – بخش۸۴ – منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن

دفتر ششم – بخش۸۵ – حکایت تعلق موش با چغز و بستن پای هر دو به رشته‌ای دراز و بر کشیدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و نالیدن و پشیمانی او از تعلق با غیر جنس و با جنس خود ناساختن

دفتر ششم – بخش۸۶ – تدبیر کردن موش به چغز کی من نمی‌توانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موش‌خانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره

دفتر ششم – بخش۸۷ – مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی

دفتر ششم – بخش۸۸ – لابه کردن موش مر چغز را کی بهانه میندیش و در نسیه مینداز انجاح این حاجت مرا کی فی التاخیر آفات و الصوفی ابن الوقت و ابن دست از دامن پدر باز ندارد و اب مشفق صوفی کی وقتست او را بنگرش به فردا محتاج نگرداند چندانش مستغرق دارد در گلزار سریع الحسابی خویش نه چون عوام منتظر مستقبل نباشد نهری باشد نه دهری کی لا صباح عند الله و لا مساء ماضی و مستقبل و ازل و ابد آنجا نباشد آدم سابق و دجال مسبوق نباشد کی این رسوم در خطه عقل جز وی است و روح حیوانی در عالم لا مکان و لا زمان این رسوم نباشد پس او ابن وقتیست کی لا یفهم منه الا نفی تفرقة الا زمنة چنانک از الله واحد فهم شود نفی دوی نی حقیقت واحدی

دفتر ششم – بخش۸۹ – حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره

دفتر ششم – بخش۹۰ – قصه آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن می‌چرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب

دفتر ششم – بخش۹۱ – رجوع کردن به قصه طلب کردن آن موش آن چغز را لب‌لب جو و کشیدن سر رشته تا چغز را در آب خبر شود از طلب او

دفتر ششم – بخش۹۲ – قصه عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان بحکم جنسیت و همدلی او با ایشان

دفتر ششم – بخش۹۳ – داستان آن مرد کی وظیفه داشت از محتسب تبریز و وامها کرده بود بر امید آن وظیفه و او را خبر نه از وفات او حاصل از هیچ زنده‌ای وام او گزارده نشد الا از محتسب متوفی گزارده شد چنانک گفته‌اند لیس من مات فاستراح بمیت انما المیت میت الاحیاء

دفتر ششم – بخش۹۴ – آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره

دفتر ششم – بخش۹۵ – رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز

دفتر ششم – بخش۹۶ – باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثم الذین کفروا بربهم یعدلون

دفتر ششم – بخش۹۷ – مثل دوبین هم‌چو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکان‌های این شهر و اگر بی‌تدارک هم‌چنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکان‌ها را از هم جدا دانسته‌ام

دفتر ششم – بخش۹۸ – توزیع کردن پای‌مرد در جمله شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره

دفتر ششم – بخش۹۹ – دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمةالله علیه در الهی‌نامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی و کانوا فیه من الزاهدین

دفتر ششم – بخش۱۰۰ – ماخذه یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره

دفتر ششم – بخش۱۰۱ – رجوع کردن به قصه آن پای‌مرد و آن غریب وام‌دار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پای‌مرد خواجه را الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۰۲ – گفتن خواجه در خواب به آن پای‌مرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبه‌ای باز نگردد الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۰۳ – حکایت آن پادشاه و وصیت کردن او سه پسر خویش را کی درین سفر در ممالک من فلان جا چنین ترتیب نهید و فلان جا چنین نواب نصب کنید اما الله الله به فلان قلعه مروید و گرد آن مگردید

دفتر ششم – بخش۱۰۴ – بیان استمداد عارف از سرچشمه حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمه‌های آبهای بی‌وفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمه‌ها اعتماد کند در طلب چشمه باقی دایم سست شود کاری ز درون جان تو می‌باید کز عاریه‌ها ترا دری نگشاید یک چشمه آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید

دفتر ششم – بخش۱۰۵ – روان شدن شه‌زادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۰۶ – رفتن پسران سلطان به حکم آنک الانسان حریص علی ما منع ما بندگی خویش نمودیم ولیکن خوی بد تو بنده ندانست خریدن به سوی آن قلعه ممنوع عنه آن همه وصیت‌ها و اندرزهای پدر را زیر پا نهادند تا در چاه بلا افتادند و می‌گفتند ایشان را نفوس لوامه الم یاتکم نذیر ایشان می‌گفتند گریان و پشیمان لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر

دفتر ششم – بخش۱۰۷ – دیدن ایشان در قصر این قلعه ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست

دفتر ششم – بخش۱۰۸ – حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقه عام بی‌دریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیله نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۰۹ – حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانه‌ای خفتند شبی اتفاقا امرد خشت‌ها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشت‌ها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشت‌ها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشت‌ها را چرا نهادی الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۱۰ – در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود منهومان لا یشبعان طالب الدنیا و طالب العلم کی این علم غیر علم دنیا باید تا دو قسم باشد اما علم دنیا هم دنیا باشد الی آخره و اگر هم‌چنین شود کی طالب الدنیا و طالب الدنیا تکرار بود نه تقسیم مع تقریره

دفتر ششم – بخش۱۱۱ – بحث کردن آن سه شه‌زاده در تدبیر آن واقعه

دفتر ششم – بخش۱۱۲ – مقالت برادر بزرگین

دفتر ششم – بخش۱۱۳ – ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۱۴ – روان گشتن شاه‌زادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیک‌تر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیک‌تر شدن محمودست الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۱۵ – حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مرده او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان می‌جستند ای عجب غزل او و ناله او بهر چه بود مگر دانست کی این‌ها همه تمثال صورتی‌اند کی بر تخته‌های خاک نقش کرده‌اند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیم‌شب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۱۶ – بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بی‌صبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم هم‌چو دل از دست آن‌جا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۱۷ – بیان مجاهد کی دست از مجاهده باز ندارد اگر چه داند بسطت عطاء حق را کی آن مقصود از طرف دیگر و به سبب نوع عمل دیگر بدو رساند کی در وهم او نبوده باشد او همه وهم و اومید درین طریق معین بسته باشد حلقه همین در می‌زند بوک حق تعالی آن روزی را از در دیگر بدو رساند کی او آن تدبیر نکرده باشد و یرزقه من حیث لا یحتسب العبد یدبر والله یقدر و بود کی بنده را وهم بندگی بود کی مرا از غیر این در برساند اگر چه من حلقه این در می‌زنم حق تعالی او را هم ازین در روزی رساند فی‌الجمله این همه درهای یکی سرایست مع تقریره

دفتر ششم – بخش۱۱۸ – حکایت آن شخص کی خواب دید کی آنچ می‌طلبی از یسار به مصر وفا شود آنجا گنجیست در فلان محله در فلان خانه چون به مصر آمد کسی گفت من خواب دیده‌ایم کی گنجیست به بغداد در فلان محله در فلان خانه نام محله و خانه این شخص بگفت آن شخص فهم کرد کی آن گنج در مصر گفتن جهت آن بود کی مرا یقین کنند کی در غیر خانه خود نمی‌باید جستن ولیکن این گنج یقین و محقق جز در مصر حاصل نشود

دفتر ششم – بخش۱۱۹ – سبب تاخیر اجابت دعای ممن

دفتر ششم – بخش۱۲۰ – رجوع کردن به قصه آن شخص کی به او گنج نشان دادند به مصر و بیان تضرع او از درویشی به حضرت حق

دفتر ششم – بخش۱۲۱ – رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد اوحاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عسی ان تکرهوا شیا و هو خیر لکم و قوله تعالی سیجعل الله بعد عسر یسرا و قوله علیه‌السلام اشتدی ازمة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا

دفتر ششم – بخش۱۲۲ – بیان این خبر کی الکذب ریبة والصدق طمانینة

دفتر ششم – بخش۱۲۳ – مثل

دفتر ششم – بخش۱۲۴ – بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد

دفتر ششم – بخش۱۲۵ – مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بی‌خود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بی‌دستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۲۶ – مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصه

دفتر ششم – بخش۱۲۷ – رفتن قاضی به خانه زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۲۸ – آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۲۹ – در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم می‌فرماید الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۳۰ – باز آمدن زن جوحی به محکمه قاضی سال دوم بر امید وظیفه پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه

دفتر ششم – بخش۱۳۱ – باز آمدن به شرح قصه شاه‌زاده و ملازمت او در حضرت شاه

دفتر ششم – بخش۱۳۲ – در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطره صراط بر سر اوست ای ممن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا ممن فان نورک اطفاء ناری

دفتر ششم – بخش۱۳۳ – متوفی شدن بزرگین از شه‌زادگان و آمدن برادر میانین به جنازه برادر کی آن کوچکین صاحب‌فراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه

دفتر ششم – بخش۱۳۴ – وسوسه‌ای کی پادشاه‌زاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی می‌کرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخره

دفتر ششم – بخش۱۳۵ – خطاب حق تعالی به عزرائیل علیه‌السلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت را

دفتر ششم – بخش۱۳۶ – کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز

دفتر ششم – بخش۱۳۷ – رجوع کردن به قصه پروردن حق تعالی نمرود را بی‌واسطه مادر و دایه در طفلی

دفتر ششم – بخش۱۳۸ – رجوع کردن بدان قصه کی شاه‌زاده بدان طغیان زخم خورد از خاطر شاه پیش از استکمال فضایل دیگر از دنیا برفت

دفتر ششم – بخش۱۳۹ – وصیت کردن آن شخص کی بعد از من او برد مال مرا از سه فرزند من کی کاهل‌ترست

دفتر ششم – بخش۱۴۰ – مثل